نقد فیلم غریزه(ایرانی)
(بسم الله الرحمن الرحیم)
*برای لو نرفتن داستان به تحلیل فیلم بسنده می کنم.*
فیلم عاشقانه ی دو نوجوان که به دلیل وضعیت بد فرهنگ و همچنین ناامنی جامعه به شکستی کابوس وار فرجام یافت.
همچنین بیان خطراتی که همواره واقعیت داشتند و نیاز به بهبودی فرهنگ و جامعه، همگی نه تنها در متن فیلم پیداست بلکه در فرامتن نیز اینچنین است؛ موارد کلانی چون فرهنگ،جامعه ،سیاست و... که به اشاره ی فرامتن چیزی در می آیند.
فیلم به کارگردانی و تهیه کنندگی سیاوش اسعدی است و تا همین لحظه،فروش گیشه ای میانگین"۹،۹۴۳،۹۳۲،۰۰۰" تومان را در پی داشته است. گفتنی است که فیلم در سال ۱۴۰۰ تولید شد ولی تا همین ۳۰ مهر ۱۴۰۴ اجازه ی اکران داخلی نداشت، اگرچه در جشنواره های گوناگون بین المللی به نمایش درآمد.
اینک به نکات مثبت و منفی فیلم و نیز به پیام و قصد خط داستانی فیلم که از بهر چیست و چه برای ما دارد پرداخته می شود:
پیام داستان همان طور که یاد شد–عاشقانه ای محکوم به نابودی است–که در بستر جامعه ای ناامن و فرهنگی نادرست شکل گرفته است.
پس از آگاه شدن از پیام داستان در وهله ی نخست،به قصد و هدف این خط داستانی می رسیم.
پس نظر می رانیم که آری هدف از داستانی که به ما نشان داده شد ایجاد حساسیت بیشتر به این گونه معیار های نابودی و تلاش از برای جهت دهی درست از دیدگاه جامعه شناختی به همراه ساختن فرهنگی تمام و کمال می باشد.
منِ مبرِّس سینمایی این برداشت از انگیزه کارگردان و تلاش برای بهبودی فرهنگی را مورد پسند می پندارم،ولی گفتنی است که فیلم در جاهایی مواردی را نشان کرده که به طور وارونه جلوه می کند و در عمل پیدا می گردد، مانند سکانس هایی از فیلم که ترویج "کار های یواشکی" به دور از دسترس خانواده می کند؛نکته ی منفی و جهت وارونه وار هدف فیلم نیز همین هستش.
ازبرای نکات مثبت چیز هایی بسته به دید فرهنگی و اجتماعی گفته شد ولی برای نقدی سینمایی نباید این مورد را فراموش کرد که دست کم برخی از نقدنوشته بنابر هسته موضوع به دید سینمایی اختصاص می یابد؛ به طور مثال موسیقی پردازی خوب و بجا – بازیگرانی همچون امین حیایی،پانته آ پناهی و دو بازیگر نو که در سن نوجوانی به خوبی نقششان را در فیلم بازی کردند.
*پایان*